برچسب:
نویسنده: الینا عابدی
برچسب:
نویسنده: الینا عابدی
برچسب:
نویسنده: الینا عابدی
برچسب:
نویسنده: الینا عابدی
برچسب:
نویسنده: الینا عابدی
بیایید روراست باشیم، مگر انتظارِ ما از فلسفه چیست؟همیشه در طولوعرض سالهایی که فلسفه خواندهام، این پاسخ را در جوابِ سوالِ «فلسفه بهدرد چه میخورد»، از دهانِ بسیاری شنیدهام که: فلسفه بهدرد همهچیز میخورد، آنقدر که فلسفهآموزی باید در زندگی روزمره جریان داشته باشد.https://t.me/Shghch
برچسب:
نویسنده: الینا عابدی
کوندرا در جاودانگی با رماننویسی و رمان بازی کرده است. طرح نوشتنش یک بازیگوشی است، روند پیشرویاش بازیگوشانه است، و بازیگوشانه به هر اقلیمی که دلش بخواهد سرک میکشد.همینگوی و گوته را همکلام میکند و ابایی ندارد که از زبان آنها به نویسنده اشاره کند که چنین تمهیدی اندیشیده است، مفصل
کتاب تاریخ جهان، تاریخ را از دوران پارینه سنگی و غارنشینی آغاز میکند و تا جنگ جهانی اول پیش میآید. در این اثنا، به تمدن مصر، بینالنهرین، هند، چین، یونان و روم میپردازد. به یونان مفصل میپردازد و تاریخ شروع دموکراسی در این کشور و آغاز فلسفه را اندکی شرح میدهد. از بودا میگوید، از کنفوسیوس و تائو، و تا شکلگیری سوسیالیسم و مارکسیسم و اندیشههای ترقیخواهانه پیش میآید. از دوران قرون وسطا مینویسد، از آغاز مسیحیت نقل میکند و از اسلام و انتشارش؛ از رنسانس میگوید و از کشف قاره آمریکا؛ سپس دورۀ استعماری و امپراتوری مقدس روم و شکلگیری کشورهای جدیدِ آلمان و ایتالیا.با توجه به سال انتشار اولیه این کتاب (1936) که درست قبل از جنگ جهانی دوم است، نویسنده ضمیمهای با مضمون رخدادهای پس از جنگ جهانی اول، که مشمول جنگ جهانی دوم هم میشود، به کتاب افزوده است.با این همه، هنوز هم برایم سوال است که چرا در این کتاب شناختهشده و پرفروش و عالمگیر، فصلی جدا به امپراتوری ایران اختصاص داده نشده است. جز اشارهای از روی اجبار به جنگهای ایران و یونان، و یادهایی جستهوگریخته از فرهنگ و افکار و تولیدات منتشر شده در سرتاسر جهان، خبری از آن توضیح و تفصیلی که دربارهٔ هند و مصر و بینالنهرین و یونان و چین نوشته شده، نیست. بهنظرم منصفانه نبود و نیست.بههرحال، صرفا به دستاویز این ایراد، همچنان نمیتوان از جذابیت و گیرایی این کتاب کاست. ظاهراً نگاه گامبریچ به تاریخ، چه تاریخ هنر باشد چه تاریخ جهان، و نوع پرداختن به آنها، در کنار قلمش، اساساً جذاب و گیراست. یکی از مستکنندهترین کتابخوانیهای همهٔ عمر من، خواندن «تاریخ هنر» گامبریچ بوده است. تاریخ جهان هم بیشوکم همان حسوحال را داشت، اما کمتر. شاید چو
برچسب:
نویسنده: الینا عابدی
ترس جان by Curzio MalaparteMy rating: 4 of 5 starsبلاخره با هزار جان کندن خواندمش! خواندن پیدیاف این کتاب، با حروفچینی بد و تویهمرفتۀ انتشارات نیل، و با رسمالخط عجیب آقای بهمن محصص، به رمزگشایی نسخۀ خطی کتابی از قرن پنجم هجری قمری میمانست. خاصه وقتی «جایی که» را آقای محصص «جاایکه» مینویسد، یا «صدایی» را «صداای»، و وقتی صدها نام شهر و خیابان و نقاش و نویسنده و شخصیتهای نظامی و سیاسی به ایتالیایی در کتاب هست، واقعاَ اراده میخواهد این نسخه از این کتاب را خواندن.با این همه، پوست اگر وصفی یککلمهای در حقش ادای محتوای آن باشد «دهشتناک» است. کتابی سرتاسر دهشت، هول، جنون و قساوت. همه اینها از گره خوردن نام انسان با جنگ بیرون میآید. و چه اختراع دهشتناکی بود جنگ.پوست ضدجنگترین کتاب ممکنی است که کسی میتواند نوشته باشد. مالاپارته به هزار زبان این جملۀ انتهایی کتاب را تکرار میکند: بردن جنگ خجالتآور است.پوست رمان نیست. صراحتاً مینویسم که پوست رمان نیست. نه خبری از شخصیت در آن است نه خبری از داستان و گره و امثالهم. مالاپارته ورود پیروزمندانۀ نیروهای متفقین به سرکردگی آمریکا به خاک ایتالیا را (در مقام یکی از کشورهای عضو متحدین)، از شهر ناپل تا رم، در سال 1943 گزارش کرده است. اما چه گزارشی، که حقا فقط از یک نویسنده برمیآید.رویدادهای هولانگیز بسیاری در این کتاب شرح داده شده است که مو به تن راست میکند و آدمی حیران میماند که تاریخ چهها که ندیده است و بر انسان چهها نرفته است. برای مثال، توصیف نویسنده از آخرین فوران آتشفشان وزوو، که در اثنای جنگ رخ میدهد، حیرتانگیز است.باقی را، که همه از هولناکیِ جنگ سرچشمه میگیرد، خودتان در کتاب خواهید خواند.هشدار لو رفتن داستاناگر بخو
برچسب:
نویسنده: الینا عابدی
از باران گیلان by کیهان خانجانیMy rating: 3 of 5 starsبا اینکه گردآورنده در پشت جلد کتاب گفته است داستانهای نویسندگانی با سبکهای گوناگون که هر یک به سیاق خود مینویسد، اما من شاهد این گوناگونی نبودم. نه در سبک، نه در قلم و نه در ساختار. از قضا، شباهتهایی نیز در ساختار اغلب داستانها میشد یافت که ناشی از آموزش در یک کلاس است. مثلا، حضور زبان گیلکی فقط در یک داستان پررنگ بود. زبان گیلکی صرفا نمایندۀ یک زبان نیست، بلکه شیوۀ متفاوتی از زیستن نیز هست که خاص گیلکهاست. چنین عناصری در داستانهای این کتاب حضور نداشتند تا آن گوناگونی را شاهد باشیم.نکتهای که میشد از این مجموعه دریافت، و البته در کل ادبیات داستانی معاصر ایران هویداست، داستانهای آپارتمانی، یا اگر بتوان گفت، خانگی یا خانوادگی است. روایتهایی که از دل خانه و زندگی عادی بیرون میآید. بهنظرم، به قدر کافی از این دست داستانها را در رمان و داستان کوتاهمان خواندهایم؛ بس است.اغلب داستانهای این مجموعه، به جز دوتا، اگر اشتباه نکنم، همگی داستانهایی بودند که محل وقوع آنها در خانه یا آپارتمان بود. این روحیه یکجا نشستن و داستان نوشتن، اساساً از نظر من به ادبیات ما ضربه زده است. هیچ ماجراجوییای در آنها رخ نمیدهد. منظورم از ماجراجویی بیش از آنکه Adventure، به معنای سبکیاش باشد، ذهن پرتکاپو و تجربۀ زیستۀ متفاوت است. وگرنه تجربه آپارتمان نشینی و مصائبش را، من هم دارم.چنین خصیصهای را فقط در داستان «برادران کلوان» دیدم. در این داستان جنگل بود و رود بود و پل بود و عوارض طبیعی شهر نویسنده، فومن. بهشخصه بسیار به دنبال چنین روایتهایی در داستانهای خودمان میگردم، که هرچه بیشتر میگردم، کمتر پیدا میکنم. اتفاقاً پیش از خواندن
برچسب:
نویسنده: الینا عابدی
برچسب:
نویسنده: الینا عابدی
برچسب:
نویسنده: الینا عابدی
معرفی کتابِ «این دیوارها مرا نمیکشند»، زندگی مرگ و امید در زاغهای در بمبئینوشتۀ کاترین بووترجمۀ ایمان مختارانتشارت طرح نقدیادداشت از شاهین غمگسارروزنامه اعتماد، 15 مرداد 1402اگر گمان میکنید تاکنون کتابی یا رمانی خواندهاید که نکبت و فلاکت را پیش چشمتان گرفته است -خاصه آدم پس از خواندن سلین چنین میپندارد-، پس هنوز این کتاب را نخواندهاید! پس از خواندنش، یاد این گفتۀ آدورنو افتادم: «هیچ زندگیِ درستی درونِ زندگیِ نادرست وجود ندارد». موخرۀ کتاب، علت این را که چرا یاد این جمله افتادم، برایتان توضیح میدهد. بهخصوص برای پاسخ گفتن به این سوال که: آیا امکان تحقق عدالت و برابری برای مردمانی که به شدیدترین شکل درگیر فقر و فاقهاند، وجود دارد؟ پاسخِ نویسنده به این سوال، «شاید» است؛ او امیدوارانهتر پاسخ داده است تا من.کاترین بوو، روزنامهنگار آمریکایی، در سال 2007 زاروزندگیِ امنوآسودهاش را در آمریکا، بهسبب رخدادی پیشپاافتاده، اما شهودی، رها میکند و تا سال 2011 با زاغهنشینان زاغهای به نام «آناوادی» در شهر بمبئی در کشور هندوستان زندگی میکند؛ میان لشاب و موش و کثافت و مریضی و مرگ.این کتاب روایتی مستند و غیرداستانی است از زندگی چندین و چند زاغهنشین (به شمارۀ آدمهای یک محله)، با همۀ مصیبتهایشان از زندگیِ زاغهنشینی. از جمع کردن آشغال و فروختنش به یک پولِ سیاه برای سیر کردن شکم گرفته، تا دست و پنجه نرم کردن با هزارهزار بیماری و خطر، و توامان دل بستن به امیدها و نجات از فقر و رسیدن به مامنی امن و آسوده -همان که نویسنده از آن دست شست-، در ساختار کشور هند و شهر بمبئی، که به شکلی عمیق فساد را در خود نهادینه کرده و هرگونه اخلاق را از تن شسته است.کتاب بهمعنای واقعیِ کلمه تکاندهن
برچسب:
نویسنده: الینا عابدی
برچسب:
نویسنده: الینا عابدی