مختصری در باب شگفتی از هستی و قهر و آشتی با آن
-
تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 3:08
آندره ژید در مایدههای زمینی مینویسد: فرزانه آن کس است که از هرچیز به شگفتی افتد. در سوی دیگر جهان و در قرن پنجم هجری، هجویری در کشفالمحجوب مینویسد: معرفت آن بُوَد که از هیچچیزت عجب نیاید.عین این سخنِ هجویری را عطار هم گفته است، اما در خاطرم نیست در کدام کتابش. این تغییر در تعریف حقیقت –یا اگر مایل ب...
پیغام
-
تاریخ: 1403/1/31 ساعت: 0:42
چون درختی اندر اقصای زمستانمریخته دیریستهرچه بودم یاد و هرچه بودم برگ.هیچچیز بهاندازۀ همین چند کلمه از اخوان نتوانست سالی را که از سرم گذشت، توصیف کند. سالی که بسیار اندک شعر خواندم، و حضورِ جنابش را در اطرافم کمتر احساس کردم، اما در آخر، او بود که سخنِ پایانی را بر زبانم راند.بخشی از شعر «پیغام»، ا...
موطن آدمی را...
-
تاریخ: 1403/1/31 ساعت: 0:42
موطن آدمی را بر هیچ نقشهای نشانی نیست موطن آدمی تنها در قلب کسانیست که دوستش میدارند.این سطرهای شاعر آلمانی را با صدای احمد شاملو و موسیقی بابک بیات بهیاد بیاورید. در اولین ماهِ سالِ نو، بیش از هر چیز دیگری، این دو سطر را با خود تکرار کردهام و هنگامی که زیستن و نفس کشیدن در زادگاهم به زیستن و نفستنگ...
از خلق و خوی ناسازم بگو
-
تاریخ: 1402/12/6 ساعت: 17:10
طی مطالعۀ کتاب رواندرمانی اگزیستانسیال، از اروین دی یالوم، کاشف به عمل آمد که یکی از خصوصیات اخلاقی من ضدوابستگی (Counterdependency) نام دارد. البته چنانکه هویداست، اسم انگلیسیاش را یافتهام، وگرنه سالیان سال است میدانم چنین اخلاقی دارم و آنقدر روان خودم را طی بیستوچهار سال گذشته با نوشتنِ مدام جورید...
نیشتر
-
تاریخ: 1402/12/6 ساعت: 17:10
ما به هر شیِ غیرذیروحی در زندگیمان به شدت وابستهایم و مدام در هراس از اینکه نکند آن را از دست بدهیم زندگی میکنیم. از دمدستیترین نمودهای این هراس، بیرون آوردن گوشی همراه در مترو و اتوبوس است. درحالیکه، صندلی کناری خالی است، بهشدت از اینکه آن را روی صندلیِ کناریِ خالی بگذاریم تا دستمان بازتر شود و کار...
یادداشتی دربارۀ کتاب «تسلیبخشیهای فلسفه» از آلن دوباتن
-
تاریخ: 1402/9/25 ساعت: 16:26
بیایید روراست باشیم، مگر انتظارِ ما از فلسفه چیست؟همیشه در طولوعرض سالهایی که فلسفه خواندهام، این پاسخ را در جوابِ سوالِ «فلسفه بهدرد چه میخورد»، از دهانِ بسیاری شنیدهام که: فلسفه بهدرد همهچیز میخورد، آنقدر که فلسفهآموزی باید در زندگی روزمره جریان داشته باشد.https://t.me/Shghch
یادداشتی دربارۀ کتابِ «تاریخِ ایران مدرن»، نوشتۀ عباس امانت
-
تاریخ: 1402/9/14 ساعت: 20:33
یادداشتی دربارۀ رمان «جاودانگی» از میلان کوندرا
-
تاریخ: 1402/7/11 ساعت: 0:34
کوندرا در جاودانگی با رماننویسی و رمان بازی کرده است. طرح نوشتنش یک بازیگوشی است، روند پیشرویاش بازیگوشانه است، و بازیگوشانه به هر اقلیمی که دلش بخواهد سرک میکشد.همینگوی و گوته را همکلام میکند و ابایی ندارد که از زبان آنها به نویسنده اشاره کند که چنین تمهیدی اندیشیده است، مفصل
یادداشتی دربارۀ کتاب «تاریخ جهان» از ارنست گامبریچ
-
تاریخ: 1402/7/11 ساعت: 0:34
کتاب تاریخ جهان، تاریخ را از دوران پارینه سنگی و غارنشینی آغاز میکند و تا جنگ جهانی اول پیش میآید. در این اثنا، به تمدن مصر، بینالنهرین، هند، چین، یونان و روم میپردازد. به یونان مفصل میپردازد و تاریخ شروع دموکراسی در این کشور و آغاز فلسفه را اندکی شرح میدهد. از بودا میگوید، از کنفوسیوس و تائو، و تا ...
یادداشتی دربارۀ کتاب ترس جان (پوست)، از کورتزیو مالاپارته
-
تاریخ: 1402/6/31 ساعت: 6:24
ترس جان by Curzio MalaparteMy rating: 4 of 5 starsبلاخره با هزار جان کندن خواندمش! خواندن پیدیاف این کتاب، با حروفچینی بد و تویهمرفتۀ انتشارات نیل، و با رسمالخط عجیب آقای بهمن محصص، به رمزگشایی نسخۀ خطی کتابی از قرن پنجم هجری قمری میمانست. خاصه وقتی «جایی که» را آقای محصص «جاایکه» مینویسد، یا «صدایی...
یادداشتی دربارۀ کتاب «از باران گیلان»، مجموعه داستانهای کوتاه نویسندگان گیلانی
-
تاریخ: 1402/6/31 ساعت: 6:24
از باران گیلان by کیهان خانجانیMy rating: 3 of 5 starsبا اینکه گردآورنده در پشت جلد کتاب گفته است داستانهای نویسندگانی با سبکهای گوناگون که هر یک به سیاق خود مینویسد، اما من شاهد این گوناگونی نبودم. نه در سبک، نه در قلم و نه در ساختار. از قضا، شباهتهایی نیز در ساختار اغلب داستانها میشد یافت که ناشی ...
فلاخن 23؛ بیمها و امیدهای هستیاردار بودن
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 14:05
چگونه باید از پدر شدن بگویم؟ چطور باید از پدر شدن در سختترین سالها سخن گفت؟ شما بگویید. اصلا میدانید از چه حرف میزنم؟پاییز سال 1401 شاید برای بیشترِ ایرانیان فقط یک دریچه برای نگاه کردن به زیستِ ایرانی داشت و بس. به دیدۀ من اما دو دریچه گسترده بود پیش چشم. البته این توصیف مشمولِ کسانی است که خواهانِ...
شما را به خاطر میآوریم...
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 14:05
چه کسی فرمان به تشجیع ِ آن دهانِ بازِ سپیدِ سوزانداد؟- فریاد...پریدن از قوس نادخ روز و ملالهمچون جست یوزی از چنگالِ قحط و انقراض -قلمدوشِ نازیدنیِ زمینمانند روح جاودانگی بر تنانگی زوال--بنگ!و فرو افتادن از شانه به شکاف سرخ غروبگاههنگامی که پنجهٔ نور و نازکش رااز پشت ابرکی دراز کردتا فرق هر نگاه#چه ک...
در زاغههای بمبئی چه میگذرد؟ یا پاسخی به این سوال که: آیا هیچکجا مثل ایران نیست؟
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 14:05
معرفی کتابِ «این دیوارها مرا نمیکشند»، زندگی مرگ و امید در زاغهای در بمبئینوشتۀ کاترین بووترجمۀ ایمان مختارانتشارت طرح نقدیادداشت از شاهین غمگسارروزنامه اعتماد، 15 مرداد 1402اگر گمان میکنید تاکنون کتابی یا رمانی خواندهاید که نکبت و فلاکت را پیش چشمتان گرفته است -خاصه آدم پس از خواندن سلین چنین میپند...
شکاف
-
تاریخ: 1402/1/7 ساعت: 18:14
میان ما و آنها، تفاوتی هست. از شکافی میگویم که آنان را کشته است و ما را زنده نگه داشته است. و اینچنین مرگ آنها ستودنی است و زندگی ما سرزنشکردنی. چنین است راز آزاد زیستن و وارسته مردن. احمدْ در 1354 اعدامِ گلسرخی را شعر کرد و آن شعر ماند تا برای همه پاییزمردگانِ 1401 تکرار شود:آه، از که سخن میگویم؟ما...
از داستان انفجار بزرگ، نوشتۀ هوشنگ گلشیری
-
تاریخ: 1401/12/11 ساعت: 2:20
این داستان را چند سال پیش با صدا و اجرای گلشیری شنیده بودم و دیده بودم و به تهتههای ضمیرم نشسته بود، اما این جملهاش را بهخاطر نمیآوردم. تازگیها دوباره به آن برخوردم دیدم چقدر توصیف دقیق، روشن، عمیق و استادانهای کرده هوشنگ! انگار که از زبانِ خردمندی عالِم به اسراسر بیرون آمده باشد. همان اولِ داستان م...
مجموعه کامل نمایشنامههای عزتالله مهرآوران چاپ شد
-
تاریخ: 1401/12/11 ساعت: 2:20
آخرین کتابی که برای انتشارات آواژ ویرایش کردم (آخر بهار و ابتدای تابستان 1401)، مجموعه نمایشنامههای زندهیاد عزتالله مهرآوران بود. مجموعهای از 14 نمایشنامه در 328 صفحه که نویسنده در عرض و طول 40 سال نوشته است. البته زحمت نهایی ویرایش -محتوایی- کتاب با خانوم فرشته فرشاد بوده است و من بیشتر ویرایش صوری...
شمارۀ 79 فصلنامۀ مترجم، با مقالهای از من
-
تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 14:15
اگرچه حکما باید با چند جملۀ خبریِ ساده این خبر را درج کنم، اما نمیشود و نمیتوانم. پس، باید با پیشدرآمدی درخور آغاز شود. چراکه آنچه از سر گذشته است، سزاوارِ در خاطر نگه داشتن، بازیادآوری و بارها و بارها بازگفتن است تا مبادا روزی رسد که همچون یک قلم بهدستِ خفه خون گرفته مرده باشم.هرگز گمان نمیکردم نوش...
برای آن پدر که تکثیر دردهای دوباره است
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 17:32
یادداشت زیر در شماره 3974 روزنامه آرمان امروز، در روز چهارشنبه، 12 مرداد 1401 چاپ شده است.تو هرگز دچار ابتذالِ مرگ نشدهای آقای شاملو!بیستودو سال از رخت بر بستن احمد شاملو، پدر شعر سپید فارسی، نویسنده، روزنامهنگار، محقق، مترجم و روشنفکر بزرگ سدۀ پیش گذشته است. صاحبِ هیبتی چنان بالا و چنان بلند، «که چ...
شعری برای مهسا امینی و...
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 17:32
برای مهسا امینی، سارینا اسماعیلزاده، نیکا شاکرمی، اسرا پناهی، نگین عبدالملکی، مینو مجیدی، غزاله چلابی، حنانه کیا، حدیث نجفی و...آی دخترکِ سورآگینهنگامِ رقص است.به تن لباسِ حریرت را کنبه دستِ کاتبِ رازورزِ چشمها مدادی بدهمشتی باد بردار بینداز زیرِ موهایتلیوانی هلهله بریز در گلوتا سینه حل شود در سرخیِ...